تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


فرار به سمت جبهه

    می خواستم به جبهه بروم و پدرم رضایت نمی دادتا اینکه با کلی دوز وکلک از خانه فرار کردم و رفتم پایگاه بسیج.فرماندهان بسیج گفنتد:اول یک رژه در شهر می رویم وبعد هم اعزام. از ترس پدرومادرم که مبادا مرا در خیابان ببینند ، به رژه نرفتم و پشت عکسی بزرگ از امام (ره) پنهان شدم.

    موقع حرکت هم پرده ماشین را کشیدم تا آنها متوجه من نشوند.بعد ها که از جبهه تماس گرفتم پدرم گفت خاک برسرت!ما وقتی دیدیم  با این همه اشتیاق میخوای بری،برات آجیل و میوه آورده بودیم که با خودت ببری جبهه.


    این مطلب تا کنون 51 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,
    فرار به سمت جبهه

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 29 تير 1396

تبلیغات

جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر